یسنایسنا، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 7 روز سن داره

عشقم یسنا

گشنش نمیشه عایا؟؟!!

سلام دوستای یسنا جون دخترم الان 3-4 روزه که زیاد شیر نمیخوره نمیدونم چرا وقتی ببغلش میکنم و جلوم میخوابونم میفهمه میخوام بهش شیر بدم میزنه زیر گزیه از این بابت خیلی ناراحتم قبلا شبا سه بار از خواب بیدار میشد ولی حالا فقط یه بار بیدار میشه و شیر میخوره تازشم دیشب اصلا از خواب بیدار نشد شب ساعت 9 بهش شیر دادم بعد صبح ساعت 8 به زوووووووووووووووووووووور بهش شیر دادم کلی هم دعوا کردیم باهم   نمیدونم چیکار کنم! شیرمم همش میریزه! یقم کلا خیسه خیسه!     ببخشید که این پست عکس نداره رم ریدرمو یادم رفته بود بیارم شرمنده همگی ...
13 اسفند 1392

متفرقه ...

منو مامانم دخترم تو بغل باباش داره فوتبال نگاه میکنه خاله بد جنسش تازگیا یاد داده که دستشو بخوره واااااااااااااااااااااااااااااااای این مخش شبمم که تمومی ندالهههههههههههههههههههههههههه خسته شدم دخترم و ببعی اصلا خوب نیوفتاد میخواستم دوباره بندازم ولی باباش خودشو کشت میگه سرما بخوره من تورو مقصر میدونم طوریش بشه من تورو مقصر میدونم تازه میهواستم سوار خر هم بکنمش ولی باباش نذاشت وقتی آبتنی میکنه همیشه دست مامانمو لیس میزنه قربون خمیازت برم عزیزم اینجا داره با هام حرف میزنه قربونت برم من وای لبو لوچشووووووووووووووووو ساعت 2 نصفه ...
4 اسفند 1392

اولین تفریح خارج از شهر یسنا کوچولو

جمعه 92/12/2 رفتیم مرز که این تفریح اولین تفریح دخترم بود خدارو شکر هوا هم خوب بود و دخترم هم مادرشو اذیت نکرد   اولش که هوا کمی سرد بود از ماشین پیادش نکردیم ولی بعدش هوا که بهتر شد آفتاب خوب در اومد از ماشین پیادش کردیم ولی روسری سرش کردیم که یه وقت خدایی نکرده سرما نخوره آخه اولین بار بود بدون پتو میومد بیرون قربونش برم مثل این که خیلی خسته شده تو راه برگشت اصلا چشم وا نکرد ...
4 اسفند 1392

دوستای جدید دخترم

تازگیا دخترم که از خواب بیدار میشه با دوستای جدیدش بازی میکنه باهاش صحبت میکنه میگن میخندن   اینجا دوستاشو گرفتم دستم و تکون تکونشون دادم گلی ذوق کرد و خندید اینجا دوستاشو گذاشتم پیشش ولی ... شاخک مورچه مشکی رفت تو چشش ناراحت شد دخترم اینجا با مورچه مشکی قهر کرده منم بهش گفتم قهر کار خوبی نیست هیچ وقت با دوستات قهر نکن بعد دخترمم قبول کرد گفت دیگه با هیچکی قهر نمیکنه ...
4 اسفند 1392

من اومددم ...

سلاااااااااااااااااام من بعد از مدتها اومدم آخه خونه خودمون نت نداریم هر وقت مامان میاد خونه مادر بزرگ میاد نت و آپ میکنه واااااااااااااااااااااااای تو این مدت کلی عکس ازم انداخت مامانی   شبی که بابا میخواست بیاد و بعد از یک ماه و 15 روز میخواست منو ببینه من و مامان منتظر بابا بودیم   ...
3 اسفند 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به عشقم یسنا می باشد