عکس هایی از 7 ماهگی یسنا جون
سلام ب همه خانندگان و بینندگان وبلاگ دخترم
امیدوارم ک خوب باشید همیشه
عکس هایی از 7 ماهگی یسنا خانوم
اینجا داره یواش یواش از بالش میاد پایین

اینم یسنای یخچالی
بستنی یسنا تازه و خوشمزه 

ی روز هوا خیلی گرم یعنی وحشتناک گرم شد
کولر هم روشن میکنی برق نمیکشه و کولر هنگ میکنه
دختلمم از شدت گرما اصلا نمیتونست بخوابه
این ور و اون ور غلط میخوردو گریه میکرد
منم بردمش حموم بعدشم لباس تنش نکردم بعد اون خیلی آروم گرفت خوابید

چیهههههههههههههههه
ب چی میخندی عزیزم

داره سر شیشه دلسترو میخوره
آخه شیرش هست سرش
اینقده میخوره اونم با صدا
با ی صدای وحشتناک عجییییییییییییییییییییب
سخت هم مشغوله خوردنه و اصلا باکسی هم کاری نداره
صداش میکنی ولی انگار ن انگار ک کسی داره صداش میکنه

مولا یسنا!!!

ی روز ک روزه گرفتم از شدت گرسنگی نا نداشتم هیکل خودمو بلند کنم
اون روز فقط خوابیدم از بی حالی
یسنا رو هم نتونستم اون روز شیر بدم
بیچاره دختر گلم اون روز کلی گریه کرد ولی اصلا شیر نداشتم بدم
شیرم واس ی روز کلا خشک شد
موقع افطار هم یسنا جوری غذا میخورد ک انگار دارن دنبالش میکنن
حالا نخور کی بخور
قبل اون افطار هر پی بش میدادن نمیخورد ولی موقع افطار وحشتناک و عجیییییییییب ب سفره حمله کرد
اینجام قیافش شده شبیه بچه های فقیر هندوستان 
دختر عزیزه من
اون روز خیلی بش ظلم کردم گلم



عکس هایی از 7 ماهگی یسنا جون 

