پیشرفتو پیشرفت
سلام ب همه دوستای یسنا جون
چ بزرگ و کوچیک
خدارو هزار مرتبه شکر ک دخترم روز ب روز شیرین تر میشه
راسی یسنارو هم کچل کردیم بعد عروسی خالش 
همین ک یادم رفته بود بگم ک دندون ششم یسنا هم در اومده
با گیرو داد عروسی یادم رفته بود بگم تو آپ قبلی هم یادم رف ک بنویسم
تازگیا یسنا تو کارای خونه بم کمک میکنه وقتی دستمال کشیدنم تموم میشه دستمالو میذارم زمین یسنا دستمالو برمیداره میره تلویزن رو دستمال میکشه
وقتی چیزی میخوره و خونه رو کثی میکنه جارو دسی میکشم اونم بعد از من میاد باز همون جا رو جارو دستی میکشه
چن وخ پیش ک مرض شده بود با دستمال دماغشو پاک میکردم اون پاک کردنا تازه الان یادش اومده دو روزه همش با دستمالش میگیره دماغشو پاک میکنه
کلیدای کمدم از دستش آسایش ندارن
وقتی یه چیز داغ میگیره دسش میگه بیش یعنی داغه، اتو رو ک میبینه سمتش اشاره میکنه و میگه بیش آخه ی بار از قصد دستشو سوزوندم ک وقتی دارم اتو میکنم مزاحمم نشه ولی فایده نداره باز میاد با من همزمان اتومیکنه ب دسم میزنه میگه دستتو بردار وقتی هم ک دسمو برمیدارم میگیره خودش اتو میکنه!
وقتی چیزی رو ارتفاع باشه رو پنجش وا میسه تا بتونه بگیرتش
ی اتفاق خیلی بزرگ!:
یسنا راه میره، وقتی اولین بار ک راه رفت از خوشحالی فقط سکته رو تزدم
فعلا س قدم بیشتر نمیتونه بره
اینم از چن کلمه ی جدیدی ک یسنا میگه:
| ب زبان یسنا | ب ترکمنی | ب فارسی |
| دید | گید | برو |
| بَ بَ | اوقلانجق | بچه |
| دَه | دست | دست(بعد شروع ب دست زدن میکنه) |


پیشرفتو پیشرفت 
مامان یاسنا