18/9 روز زایمان
ساعت 4 صبح سر درد عجیبی داشتم انگار که داشتن از دو طرف سرم با دریل سوراخ میکردن منم چون سرما خورده بودم فک کردم سر درد سرما خوردگیه زیاد اهمیت ندادم و تا خود صبح داشتم سرمو ماساژ میدادم اینم به جای این که خوب بشه همش بدتر میشد نگو که فشارم رفته بود بالا و منه احمقه کم تجربه نمیفهمم
صبح ساعت حدود 7 جاریم اومد گفت بیا صبحانه بخوریم منم گفتم حالم زیاد خوب نیست اشتها ندارم واسم یه لیوان چای شیرین بیار اونم آوورد، چایی شیرینو که خوردم یک دقیقه بعدش سر گیجه گرفتم وقتی سر گیجه گرفتم یکم ترسیدم بعد زنگ زدم به جاریه بزرگم گفتم من حالم زیاد خوش نیست بیا اونم نیم ساعت بعد اومد تا جاری بزرگم بیاد سر کیجم شدید تر شد و همه چیو تار میدیدم.
جاری بزرگم که اومد لباس پوشیدیم و رفتیم من میدونم که سوار ماشین شدم، سوار ماشین شدنم یادمه ولی بعد اون هیچی نمیدونم، یعنی از حال رفتم.
یه زمانی به خودم اومدم یه جورایی منگ بودم نمیدونم چی دارم میگم فقط اینو میدونم که رسیدیم بیمارستان و منو دارن آماده میکنن واسه اتاق عمل و یکی هم همش ازم سوال میپرسید که از حال نرم منم جواب یکی از سوالاشو میدادم و یکی رو نمیدادم چون خیلی خیلی درد داشتم، تمام بدنم درد میگیرفت.
رفتیم اتاق عمل، همیشه دوست داشتم اتاق عمل رو از نزدیک ببینم ولی حیف که اون موقع کور شده بودم و نمیتونستم ببینم اتاق عمل چ شکلیه
وقتی رسیدم اتاق عمل تشنج کردم و همش بالا میووردم با این که صبحانه چیزی نخورده بودم ولی میدونم که خیلی بالا آووردم
بعد این که بالا آووردنام تموم شد میدونم که یه چیزی گذاشتن جلو دهنم و دیگه بعد اون هیچی یادم نمیاد تاااااااااااااااااااااااااااااااااا
ااااااااااااااا
ااااااااااااااا
اااااااا ساعت 8-7 عصر
به هوش اومدم ولی چیزی نمیدیدم، همه چی سیاه بود، اول فک کردم اتاق تاریکه یا چشاموبستن تو همین فکر بودم که صدای مادرم و جاری بزرگمو شنیدم که صدام میکردن و میگفتن دخترتو ببین شبیه خودته خیلی منم که نمیتونستم ببینم خیلی ناراحت شدم و بهشون گفتم نمیتونم ببینم همه چی تاریکه وقتی اینو گفتم متوجه شدم مادرم داره گریه میکنه چون صداش کلا تغییر کرده بود منم با شنیدن صدای مادرم اشکم در اومد
پرستارا اومدن مادر و جاریمو از اتاق بردن بیرون بعد از همون پرستاری که اونارو بیرون کرد پرسیدم کجام؟ اونم گفت ICU هستم، اینو ک گفت خوابم برد خوابیدم و دیگه چیزی نمیدونم
اینم عکس روز به دنیا اومدن دخترم






18/9 روز زایمان
